|
.:::اولو اولوس:::.
|
||
|
Türk oğuz bəgleri budun eşiding üzə tengri basmasaryir telinməsər Türk budun ilingin törüngün kim ar |

آیا تئوری «تکامل انواع» هزار سال پیش از داروین توسط یک دانشمند ترک ارائه نشده بود!
(«بیرونیسم» یا «داروینیسم»؟!)
حسین فیض الهی وحید (دارای دکترای افتخاری)
چارلز داروین زیست شناس مشهور در سال 1809 میلادی در انگلستان چشم به جهان گشود. او بعد از طی مراحل رشد و مسافرتهای بسیار در اطراف و اکناف جهان منجمله در آمریکای جنوبی و جزایر غربی اقیانوس آرام و جمع آوری نمونه های بسیار از انواع نباتات و حیوانات و سنگواره های آنها عاقبت تئوری تکامل انسان را در سال 1859 ارائه کرد.
بر اساس تئوری تکامل که در کتاب معروف «بنیاد انواع» به چاپ رسیده است، موجودات جهان دارای اصل واحدی بوده و تمام آنها از تکامل همدیگر حاصل شده اند. حیوانات طبق قانون «تنازع بقاء» و «انتخاب طبیعی» و «بقای اصلح» راه کمال را می پیمایند. مفهوم ساده و عوام الفهم و رایج این تئوری در مورد انسان آن است که انسان از تکامل میمون بوجود آمده است!
تئوری تکامل داروین موافقان و مخالفان خاص خود را دارد که ما نفیاً و اثباتاً به آن کاری نداریم بلکه می خواهیم نشان دهیم که این نظریه تکاملی چه درست و چه نادرست قبل از داروین در بین فلاسفه مسلمان رایج بوده و ابوریحان بیرونی قبل از او این نظریه را ارائه داده است. پس اگر اصل برتقدم و تاخر باشد باید غربیان تئوری تکامل یا «داروینیسم» را منشاء گرفته از تئوری «بیرونیسم» بدانند.
محمد بن احمد بن ریحان دانشمند و فیلسوف برجسته مسلمان در سال 362 هـ. ق مطابق با 973 میلادی در خوارزم متولد شد. منطقه خوارزم از بدو تاریخ جزء توران بود لذا طبیعی است که در زمان سومریان، اکدیان، بابلیان، ایلامیان، اورارتو، لولوبی، گوتیان، مادها و هخامنشیان (به استناد نقشه ص 74 تاریخ سال اول متوسطه 1372) خوارزم جزء قلمرو این حکومتها نمی توانست باشد. در نقشه ترسیمی دکتر گریشمن در کتاب «ایران از آغاز تا اسلام» نیز چنانچه دیده می شود خوارزم جزء خاک امپراتوریهای اشکانی و ساسانی نیز نبوده و خود حکومت دیگری داشت. بعد از ساسانیان نیز در زمان خلفای راشدین خوارزم فتح نشده بود و بعد از اسلام نیز خوارزم جزء قلمرو حکومت صفاریان، سربداران، اتابکان، ایلخانان، چوپانیان، جلاریان، طغا تیموریان، جانی قربانیان، آل بویه، آل کرت، آل باوند، آل زیار، آل اینجو، سلغریان، هزار اسبیون، بنی خورشید، بنی ساجیان، بنی حسنویه، قتلغ خانیان، علویان، آق قویونلو، قره قویونلو، صفویه، افشاریه (غیر از دوره چند ساله نادر شاه)، زندیه، قاجاریه و پهلوی نبود.
فقط در زمان غزنویان با هجوم سلطان محمد غزنوی به سال 408 هـ. ق به خوارزم و سقوط خاندان مامونی، خوارزم به تصرف ترکان غزنوی در آمد. در زمان سلجوقیان نیز خوارزم جزء اصلی قلمرو ترکان سلجوقی نبوده و آلپ ارسلان امپراتور بزرگ ترکان سلجوقی بدست مدافع قلعه خوارزم کشته شد. در زمان قطب الدین محمد در سال 490 خوارزم به تسخیر این ترک در آمد و پایه های دولت خوارزمشاهیان ریخته شد و بیشتر شهرهای ایران جزء قلمرو ترکان خوارزمشاهی قرار گرفت. در زمان تیمور، خوارزم جزء امپراطوری ترکان تیموری یا سلسله گورگانیان ترک قرار داشت تا اینکه در سال 834 هـ.ق به دست ابوالخیر خان شیبانی فتح گردید و سلسله ترک شیبانیان بر آن حاکم شدند. در زمان آخرین تزارهای روسیه در خوارزم حکومت مستقلی به نام «خان نشین خوارزم» وجود داشت که بعد از سقوط، آنجا مدتی تحت حاکمیت روسهای سفید و سرخ قرار گرفت تا اینکه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی امروزه از مناطق اصلی خاک جمهوری ترک ازبکستان محسوب می شود و کشور ازبکستان در جهت قدر شناسی از دانشمندان خود به تازگی جشن هزاره ابوریحان را در دانشگاه تاشکند جشن گرفتند.
این کرونولوژی مختصر تاریخی نشان می دهد که توهم ایرانی بودن ابوریحان محل تردید است و اصرار بر آن چندان پایه تاریخی ندارد. ولی به هر حال ابوریحان چه ایرانی باشد و چه تورانی به هر حال در «مسلمان و ترک» بودن او تردیدی نیست چه خوارزم از ازمنه قدیم محل سکونت ترکان و بویژه ترکان اوغوز بوده است. خوارزم در سمت پایین دریاچه آرال یا به اصطلاح « بحیره خوارزم» قرار دارد که این مناطق از قدیم الایام محل سکونت «ترکان غز» بوده است.
مولف کتاب«حدود العالم من المشرق الی المغرب» که آنرا به سال 372 هـ.ق یعنی در ده سالگی ابوریحان به رشته تحریر در آورده است در مورد دریاچه خوارزم می نویسد:
«دیگری دریاچه خوارزم است، از خوارزم بر مقدار چهل فرسنگ اندر میان مغرب و شمال و از گرد او همه جای غوزیان است»(1) غوزیان همان اوغوز یا غزها هستند که کتاب ده ده قورقود از یادگارهای ذیقیمت آنهاست.
حافظ در تاکید بر ترک بودن منطقه خوارزم محل تولد ابوریحان می سراید:
حافظ چو ترک غمزه ترکان نمی کنی دانی کجاست جای تو «خوارزم» یا خجند(2)
به هر حال ابوریحان در جوانی از محضر درس استاد عصر ابونصر بن علی بن عراق ریاضی دان بزرگ مسلمان توشه ها گرفت و مدتی در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر سپری کرد تا اینکه خوارزم بدست سلطان محمود غزنوی فتح شد و سلطان محمود غزنوی می خواست او را به اتهام شیعه گری اعدام کند که با پادرمیانی دانشمندان مقبول الرای حکم صادره ملغی و مورد عفو قرار گرفت. از آن زمان به بعد ابوریحان به همراه سلطان محمود در لشکرکشیهای او حضور داشت و در فتح هندوستان از طرف سلطان محمود او فرصت یادگیری زبان سانسکریت را یافت و عاقبت توانست کتاب معروف «تحقیق ماللهند من مقوله مقبوله فی العقل او مرذوله» را به رشته تحریر در آورد. بعد از آن نیز کتاب مشهور «التفهیم فی الاوائل صناعه التنجیم» را در رشته هیئت و نجوم و بعد کتاب «قانون مسعودی» را در موضوعات مثلثات و مساحی و هیئت تصنیف کرد. او تا پایان عمر در خدمت سلسله ترکان غزنوی بود تا اینکه در سال 440 هـ.ق دار فانی را وداع کرد.
ابوریحان بیرونی نظریات مشهور همچون نظریه نیروی جاذبه زمین و حرکت وضعی زمین و... را دارد که نشان می دهد قبل از مکتشفین اروپایی به این علوم دست یافته بود ولی ما کاری در مورد این نظریات علمی اش نداریم بلکه در اینجا به نظریه مشهور دیگر او یعنی تکامل انسان می پردازیم که در غرب بنام دانشمند مشهور انگلیسی چارلز داروین به ثبت رسیده است.
«ابوریحان» در کتاب مشهور خود بنام «الجماهیر فی معرفت الجواهر» که در سال 1355 هـ.ق در حیدر آباد دکن هند چاپ شده است می نویسد:
«انسان در سنجش با جانوران فروتر از خود بیشترین رشد را داشته و چون به نسخ و گوهر وی در می نگرند می بینند که از پایه سگ سانی به خرس سانی و آنگاه بوزینه سانی و سر انجام از آن پایه به چهر انسانی رسیده است» (3)
پس چنانچه مشاهده می شود ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ترک، ده قرن (1000 سال) قبل از همتای انگلیسی خود تئوری تکامل انسان از «بوزینه» (میمون) به چهر «انسانی» را به دنیای علم ارائه کرده ولی طبق معمول همانطوریکه «چوبوق» ترکان به «پیپ» غربیان تغییر شکل داده شده این نظریه فیلسوف «ترک و مسلمان» را نیز عاقبت به خود نسبت دادند و خود را پیشتاز علوم جدید معرفی کردند! و بدین ترتیب حق استاد «الی بورون»(4) (maitre aliboron) یعنی استاد ابوریحان را به نفع استاد چارلز داروین پایمال کردند.
منابع و ماخذ:
1- حدود العالم من المشرق الی المغرب، بکوشش دکتر منوچهر ستوده، کتابخانه طهوری، تهران 1362، ص 14
2- دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی، از روی نسخه تصحیح شده محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، موسسه مطبوعات علمی، تهران 1342، ص 77
3- الجماهیر فی معرفت الجواهر، ابوریحان بیرونی، حیدرآباد دکن هندوستان،1355 هـ. ق به نقل از آفرینش خدایان، امید عطائی، موسسه انتشارات عطائی، تهران 1377، ص 62
4- زندگینامه علمی دانشمندان اسلامی، بخش اول، ترجمه احد آراء، احمد بیرشک و ....، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی تهران، چاپ اول، 1365، ص 321
تورک ائللرینده نوروز بایرامی
محمد رضا خیری فام
اسکی چاغلاردان یئرین نفس آلیب دوغانین (طبیعت ین) اویاندیغی گون، یعنی گئجه ایله گوندوز برابر اولدوغو، یازین بیرینجی گونو، تورک ائللرینده بایرام و شنلیک گونلریندن اولوب. دوغالدیر کی، یاشاملاری بوتونلوکله دوغایا باغلی اولان اولو ننه- بابالاریمیزا یازین گلمه سی، دوغانین چیچک لنمه سی و یئرین ایسینمه سی بؤیوک بیر تهلوکه دن قورتولماق و یئنی بیر یاشامین باشلانیشی آنلامیندا ایمیش. بئله لیکله اونلارین شنلیک و سئوینجلری و او گونلری بؤیوک بیر بایرام کیمی دیرلندیرمه لری چوخ دوغال ایمیش....
تأملی دربارهی زبانها و موقعيت زبان تركی
دکتر حسین محمدزاده صدیق (دوزگون)
تعريف زبان:
زبان يك دستگاه به هم پيچيدهای است كه ميان انسانها تفهيم و تفاهم ايجاد ميكند. زبانشناسان آن را وسيلهی انسيت و سيستم مفاهمه ميان انسانها نام دادهاند. اما از آن جا كه ميان ديگر جانداران و گياهان نيز دستگاههای مرئی و نامرئی مفاهمه وجود دارد، نميتوان تعريف زبان را به سيستم مفاهمه ميان انسانها محدود كرد. به سبب اسرار خفته و نامكشوف در اين دستگاه به هم پيچيده، هنوز زود است كه بشر تعريف كاملی از اين پديدهی طبيعی و اجتماعی به دست دهد. به هر انجام، امروزه زبان را حاصل و قالب انديشهی انسانی، حاصل تكامل اجتماعی و حاصل انسان و اجتماع و روابط متقابل آن دو میدانند كه نماد موقعيت و ارزش آدمی در جهان است....
آذربايجان خالق چالغی آلتلری
توپلایان: محمدرضا خیری فام
آذربایجاندا اوزاق کئچمیشلردین، چئشیدلی چالغی آلتلرین اولدوغونو بلگه لردن اؤیرنیریک. کلاسیکلرین یاپیتلاری، اورتا عصر موسیقیچیلرینین یازیلاری، رساملارین چکدیکلری مینیاتورلر، داش چکیدلری، یوردوموزو گزمیش سیاحلارین گونده لیکلری و موزئی کوللئکسیالاری واختی ایله آذربایجاندا 90- ا یاخین چالغی آلتین قوللا نیلماسینی گؤستریر.
"دده قورقود" کیتابیندا چالغی آلتلرينه داير بیلگیلر وار. کیتابدا زورنا، قوپوز و ناغارا کيمی آلتلرين آدی چکيلميشدير. نیظامی، خاقانی، فوضولی و نسيمی کیمی سؤیچولریمیزین سؤیلرینده (شاعیرلریمیزین شعرلرینده) ده خالق چالغی آلتلرينين آدلاری چکيلميش، مينياتور مکتبی رساملارينين یاپیتلاریندا ايسه اونلارين گؤرونتولری وئريلميشدير. کلیبر شهرینین یاخینلیغینداکی ... کندینده اولان مزار داشلارینا تای آذربایجانین چئشیدلی بؤلگه لرینده داش اوزرینده قازیلمیش چالغی آلتلری گورونور....

توروکی های باستان آذربايجان
نویسنده: مرحوم عادل ارشادی فر
مهم ترين سند تاريخی منهای داده های زبانشناسی تطبيقی كه تاكنون در اثبات بومی بودن ترك های آذربايجان ارائه شده است، وجود نام «توروكی» در اسناد آشوری و اورارتويی از آغاز سده چهاردهم تا اوايل هزاره اول قبل از ميلاد است.....
آزیخ ماغاراسی
یازار: پروفسور عاریف موصطفی یئو
کؤچوروب دوزنله ین: محمدرضا خیری فام
آزیخ اینسانی یئر کوره سینین ان اسکی ساکین لریندن بیری، واختی ایله ایندی آذربایجان کیمی تانینان توپراقلاردا یئرله شمیشدی.
بو آذربایجانین ان گیزلی ساخلادیغی گیزدیر (سیردیر). آذربایجان یاخود دا کئچمیش سووئتلر بیرلیییندن (شوروی) قیراقدا بو گیزی بیلن چوخ آزدیر....

حکیم ابوالقاسیم نباتی
توپلایان: محمدرضا خیری فام
نباتی تاخما آدی ایله آذربایجانین اولدوز دولو گؤیونده پارلایان سید ابوالقاسیم، قمری 1191- جی (میلادی 1812) ایل آذربایجانین قاراداغ بؤلگه سینده، خان آرازین قونشولوغوندا اولان" اوشتیبین" کندینده آنادان اولور. نباتی نین سؤیلرینده نباتی ایله یاناشی مجنون، مجنون شاه و خان چوبان کیمی تاخما آدلارا دا راستلاشیریق. آنجاق سؤیچو، نباتی تاخما آدی ایله اونله نیب، باشقالاری ایسه کوتله نین سؤیچویه وئردییی تاخما آدلاراولمالیدیرلار....

آذربایجان مهد ورزشهای المپیك باستانی یونان
اصغر رشتبری
رقابتهای ورزشی المپیك یكی از معتبرترین و باشكوهترین مسابقات ورزشی جهان بشمار میآید كه هر 4 سال یكبار در كشورهای مختلف جهان برگزار میشود. براساس نوشته مورخان « اولین المپیك باستان در سال 776 قبل از میلاد به افتخار زئوس zeus ( خدای اساطیری یونان) در الیمپیا Olympia در یونان برگزار گردید و این مسابقات به طور مرتب تا سال 392 پس از میلاد ادامه داشت و بر این روال جمعا 293 دورة آن برگزار گردید....
کلنل پسیان
محمدرضا خیری فام
تبریزلی کلنل محمد تقی خان پسیان1309- دا (1273- جو گونش ایلی) تبریزین سیرخاب محله سینده آنادان اولور. اونون باباسی روستم بی 1343- جو ایلین ساواشیندان سونرا، بو گون ائرمنی تاپداغیندا اولان قاراباغدان تبریزه کؤچور. کیچیک یاشلی محمد تقی 1317-دن 1323- جو ایله دک اؤنجه ائوده، سونرا ایسه تبریزین لوقمانیه اوخولوندا فارس، عرب و باشقا یابانجی دیللرده ائییتیم آلیر....
سینیرلی شونیستلر دوردورولمالیدیرلار
سایین اوخوجولار! هر زاد بلوگوما قویدوغوم سون یازیدان (بنای پاسارگاد مقبره کوروش نیست) باشلادی. بو یازینی بلوگوما قویدوقدان نئچه گون سونرا گئجه چاغی ائوه دؤندوکده باخیشلاری (کامئنتلری) کونترول ائتمک اوچون اینترنئته باغلانیب بلوگوما گئتدیم. سون کامئنتده چوخلو سؤیوشلر یازیلمیشدی، هم منه هم ده اولوسوموزا. بو کامئنتلری سیلمک اوچون بلاگفایا گئتدیم آنجاق ائله بیل کی او اونورسوز(شرفسیز) فاشیست هله ده سویومامیشدی....
بنای پاسارگاد مقبره كوروش نيست !
حسن راشدی
چندي پيش در وبلاگي ‘ تصوير فردي به نمايش گذاشته شده بود كه براي اظهار بندگي به كوروش سر سلسله هخامنشيان ‘ به پاي مقبره اي كه به نام وي در پاسارگاد منسوب است ‘ افتاده و بر خاك آن سجده مي كرد ! و اين در حالي است كه بنايي كه به نام مقبره كوروش در پاسارگاد مشهور است نمي تواند قبر كوروش هخامنشي باشد....
1 + 12
محمدرضا خیری فام
چئشیدلی دینلر و اولوسلاردا اؤزل، حتی قوتسال ساییلارین سیراسیندا یئرله شن 12 سایی سینین رولو زامان بؤلگولرینده ده قاباریق شکیلده گؤرونور.
اسکی تورکلرین اوسطوروی دونیا گؤروشونده، دونیانین 12000 ایل عؤمرو وار ایمیش. بو 12000 ایل 4 دنه 3000 ایللیک، گاه، قات یا قاسا بؤلونوردو. اونلارا گؤره 12000 ایل سونا چاتدیقدا ایکی احتمال وار ایدی...
سفره ی هفت سین!!!
محمدرضا خیری فام
کئچن ایللرین بیرینده، بایرام اؤنجه سی بیر ایش اوچون تانیشلارین بیریسینین قاپیسینا گئتدیم. ائو یییه سی کونوللو اولمادیغیما باخمایاراق منی ائوینه آپاردی. ائوه گیردیکده، اوتوروب- اوتورمامیش بؤیوک و رنگارنگ بیر سوفره گؤزومه چارپدی. چئشیدلی زادلارلا بزدیلمیش سوفره نی گؤرر- گؤرمز اوشاقلیق آنیلاریم گؤزلریمین اؤنوندن اؤتوشمه یه باشلادی....
ریشه ها وعلل مناقشه ی قره باغ
محمد رضا خیری فام
روس ها از زمان پطرکبیر برای نیل به اهداف شوم خود، یعنی دستیابی به آبهای گرم و فشار آوردن به دو دولت و امپراتوری ترک صفوی و عثمانی چشم طمع به اراضی مقدس آذربایجان و قفقاز دوخته بودند. از طرفی آنها آذربایجان را به عنوان دروازه ی خاورمیانه می شناختند. آنها قصد داشتند با تکیه به ستون پنجم خود (ارامنه ) ترکهای مسلمان را از وطنشان بیرون رانده، ارامنه مسیحی را جایگزین ایشان کنند. خود ارامنه نیز حاکمیت روسهای مسیحی را بر حاکمیت ترکهای مسلمان ترجیح می دادند....
|
|